لذا، بلندترین شب سال، از دیرباز نماد امید، غلبه نور بر تاریکی و دورهمیهای گرم خانواده بوده است. این شب باستانی، یادگاری از نیاکان ماست که به ما آموختهاند در اوج تاریکی، نشانهای از روشنایی و نوید روزهای بهتر وجود دارد. نمادهای سفره یلدا، همچون انار با دانههای پرتعدادش، نماد زندگی و برکت و هندوانه، یادآور گرمای تابستان و فراوانی است.
اما امسال، در حالی که سایه سنگین گرانیها بر سفرههای بسیاری از هموطنان عزیزمان گسترده شده، یلدای ما رنگ و بوی دیگری دارد، وقتی قیمتها سر به فلک میکشند، چگونه میتوان از جشن و شادی گفت، در حالی که تهیه سادهترین ملزومات این شب نیز برای برخی خانوادهها به چالشی بزرگ تبدیل شده است.
حافظخوانی، که بزرگترها با گشودن دیوانش، دریچهای نو به سوی حکمت و آینده میگشایند، یادآور جستجوی ما برای یافتن آرامش و پاسخ در میراث گرانبهای گذشتگان است.
در کنار آن، شاهنامهخوانی، که یادآور هویت و اسطورههای ماست، بر اهمیت این ریشهها تأکید میکند، اما در نهایت، چه سرمایهای ارزشمندتر از همین لحظات مشترک و گفتگوهای صمیمانه در کنار عزیزان.
مهمترین رسم یلدا، صله رحم و دور هم جمع شدن خانوادههاست جایی که پیر و جوان، قصه میگویند، خاطره میسازند و عشق و محبت را تازه میکنند، این حضور، با هیچ قیمتی قابل خرید نیست.
امسال، یلدا پیامی ویژه و فوری برای همه ما، و بهخصوص مسئولین دارد در این شب طولانی، بیش از هر زمان دیگری، لازم است عمیقتر به فکر هموطنانمان باشیم آنانی که در حسرت یک شب آرام و بیدغدغه روزگار میگذرانند، آیا شایسته است در کشوری با این همه ظرفیت، عدهای از ابتداییترین لذتهای زندگی محروم بمانند؟ این شب، فرصتی حیاتی است برای بازاندیشی در اولویتها و یافتن راههایی که فشار اقتصادی را از دوش مردم بردارد، تا همه بتوانند زیباییهای این سنت کهن را، بدون دغدغههای معیشتی، تجربه کنند.
بیایید امسال، به جای تمرکز بر آنچه که باید بخریم، بر آنچه که باید بگوییم، بشنویم و عمیقاً درک کنیم، تمرکز کنیم. این ارتباط بیواسطه، همدلی و حس مسئولیتپذیری جمعی، ثروت حقیقی ما در این سفر پرفراز و نشیب زندگی است.
به قلم : اسما مظفری


















