خطاب این یادداشت به دیکتاتورهای خودرأی و ظالمی است که با اقدامات وحشیانه خود، دست روی دهان مردم گذاشتهاند و نمیگذارند انتقاد به حق و درست معیشتی و اقتصادی مردم و بازاریان به گوش آنان که باید برسد.
خطابمان به کسانی است که نمیگذارند انتقاد کنیم، مطالبه کنیم و مسئولین متخلف را بازخواست کنیم، چون پای امنیت شهر و کشورمان، و آرامش خودمان و هموطنانمان در میان آوردهاند.
وقتی شما مزدوران نااهل با وحشیگری و ظلمتان، آشوب به پا میکنید، شهر را به هم میریزید، آسایشمان را میگیرید؛ دیگر اعتراض و انتقاد مسالمتآمیز من کارگر، من کارمند، من کاسب، من دهک پایین جامعه، من مردم عادی، شنیده نمیشود، چرا؟ چون دیگر پای امنیتمان در میان است، که اگر امنیت جان و وطن تامین نباشد، مطالبات دیگر دیده و شنیده نمیشود.
شما آشوبگران یا نادانید یا خائن بیشرف، چرا که با تخریب سرمایه اجتماعی، آبادی و سرمایه اقتصادی تامین نمیشود. نمیتوان وسایل عمومی و خصوصی مردم را خراب کرد و آتش زد، اما توقع بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی داشت. پس اگر جاهلید، آگاه و آدم شوید؛ اگر هم خائنید، خدا لعنتتان کند که نمیگذارید این وضعیت بد اقتصادی که حاصل مدیریت بد برخی از مسئولین منتخب مردم است را به درستی و بدون خشونت بازخواست کنیم.
هرکس بگوید شرایط اقتصادی مشکلی ندارد جاهل است، هرکس بگوید همه مسئولین خوب عمل میکنند، جاهل است، هرکس بگوید نباید انتقاد و مطالبه کرد جاهل است، هرکس مجددا از این گروه مسئولین کنونی در دورههای بعدی انتخابات حمایت کند، جاهل است. اما کسی که با خشونت آگاهانه، وطن را به آشوب میکشد و راه را برای حملات دشمن خارجی باز میکند تا مردم را مانند آن ۱۲ روز نحس به خاک و خون بکشد، «خائن» است.
ما مردم از وضعیت بد اقتصادی و مدیریت بیخردانه برخی مسئولین دولت انتقاد جدی داریم، اما با آشوب هم مخالفیم و با شما آشوبگرانی که خودخواهانه نمیگذارید حرف و اعتراضمان به گوش مسئولین برسد، فرق داریم.
شما ای آشوبگرانی که بعضا از مناطقی غیر از شهر ما هستید بروید به طویلههایتان و بگذارید شهرمان روی خوش ببنید، دستتان را از روی دهان ما مردم بردارید؛ دیکتاتورها بگذارید حرف دل مردم شنیده شود.









