اخیراً مراسم بزرگداشتی به مناسبت بیست وهشتمین سالگرد حادثهی تلخ وجانسوز شهادت ۷۸ تن ازجوانان برومند این شهرستان که درچهارم دی ماه سال ۶۵ درعملیات کربلای ۴ به درجهی رفیع شهادت نایل آمدند، درمصلی جمعه برگزارگردید که درنوع خود بسیاربا شکوه وکم نظیر بود.
بدون شک برگزاری این قبیل مراسم که نام ویاد شهدای عزیزمان را دراذهان عمومی زنده میکند، به فرموده مقام معظم رهبری تأثیر آن ازخود شهادت کمتر نیست.
این مراسم که امسال باهمّت مسؤولان ودست اندرکاران شهرستان به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهی پرتلاش و بسیجی آن برگزارشد حاوی نکتهی جدیدی بود که محور بحث ما دراین مقاله است.
ازقرار اطلاع فرماندهی سپاه ناحیه کازرون به مسؤولان پیشنهاد داده که این روز را به نام “روز کازرون” نامگذاری نموده و در تقویم کشور به ثبت برسانند وظاهراً درویژه نامهای هم که به همین مناسبت منتشر شده بود به این موضوع اشاره شده است، اما به نظر میرسد که روی این پیشنهاد باید بیشتر تأمل کرد و به همهی نکات و ابعاد آن توجه نمود زیرا:
اولاً: کازرون ما را همه جا به نام ۱۱۰۰ شهید میشناسند که کل شهدای شهرستان را شامل میشود که رقمی در خور توجه و شاخص درمیان شهرستانهای استان بلکه کشوراست وهمه ساله دربهمنماه بزرگداشتی جهت این عزیزان برگزار میگردد وسالی یکبار همهی خانوادههای معظم شهدا دورهم جمع شده و یاد وخاطرهی این گلهای پرپر شده خود را گرامی میدارند.
ثانیاً: عملیات کربلای ۴ متأسفانه عملیات موفقی نبود وافتخاری برای رزمندگان اسلام کسب نشد وهمانطور که میدانیم درآن شب هولناک که ظاهراً عملیات توسط آواکسهای آمریکایی لو رفته بود درکمتراز ۸ ساعت هزاران نفر از بهترین جوانان این مملکت به شهادت رسید ند که سهم کازرون دراین عملیات ۷۸ نفر بود و به عبارتی دیگر ما دراین عملیات شکست خوردیم و دشمن پیروز شد وتوانست این همه تلفات انسانی از ما بگیرد. آیا ثبت این روز نامیمون درتقویمها به نام روز کازرون مناسب است؟ به علاوه درکربلای ۵ هم کازرون درحدود همین تعداد شهید تقدیم انقلاب و اسلام کرد که در سخنان امام جمعهی محترم در ویژه نامه همین مراسم یاد آوری شده بود.
ثالثاً: درسراسر این شهرستان جمع زیادی از رزمندگان و همرزمان آن شهدای مظلوم زنده وحاضرند که اغلب انسانهایی مفید، مؤثر باتجربه و صاحب نظرند ومی توان از آنها دراین قبیل امور مشورت ونظر خواهی کرد.
همچنین سه نفر از فرماندهان سپاه کازرون که مقارن همان سالها دراین شهرستان مسؤولیت داشتند وحوزهی استحفاظی آنها تا چندین شهردراستانهای مجاور هم میرسید و از ریزترین زوایای حوادث آن روزها ونکات مهم عملیاتها، و خاطرات تلخ و شیرینی از این شهدای بزرگوار دارند الآن حی و حاضرند وکمتر کسی از آنها سراغ می گیرد چرا از نظریات و تجربهی آنان در این قبیل اموراستفاده نکنیم.
رابعاً: نمونهی این تراژدی غم انگیز ومصیبت بزرگی که تنها به خاطر اسلام وانقلاب قابل هضم و تحمل است و درمقیاسی بالاتر شاید بتوان از شهر اصفهان نام برد که در تاریخ ۲۵ آبانماه همان سال (۶۵) مردم مقاوم آن دیار حدود ۳۷۰ شهید تقدیم اسلام و انقلاب نمودند و دریک روز این تعداد شهید در آن شهر تشییع شد وحتی حضرت امام هم به آن اشارهای داشتند اما این روز درآن شهر به نام روز اصفهان نامگذاری نشده است.
علی ایحال ضمن تشکر از پیشنهاد این برادر بسیجی ودلسوز باید توجه داشت که صرف یک پیشنهاد و اظهار نظر چند مسؤول در شورای فرهنگی، نمی توان این مسألهی مهم را تمام شده تلقی کرد وآن را به موقع اجرا گذاشت بلکه باید دربارهی آن بیشتر غور وبررسی نمود وتا حد امکان بر نیروهای صاحب نظر و شایسته تمرکز نمود وفقط به وضع موجود اکتفا نکرد، این موضوع کار بزرگ و خطیری است که برای همیشه درتاریخ این شهرباقی میماند و آیندگان روی آن قضاوت خواهند کرد واگر خوب حلاجی نشود وسنجیدهترعمل نکنیم وچنانچه راه بهتری وجود داشته باشد وما ازآن غفلت کرده باشیم بعدها برگرداندن و تصحیح آن شاید ممکن نباشد. بنابراین پیشنهاد ما این است که برای عملیاتی کردن این پروژهی مهم و این پیشنهاد ازگروههای هدف به شرح زیر نظرخواهی شود و درصورت لزوم درنشریات کثیرالانتشار کشور فراخوان داده شود تا پیشنهادها و اظهار نظر بزرگان ازهرجا جمع شود و ازمیان آنها بهترین نظر را انتخاب نمود:
۱- رزمندگان و یادگاران ۸ سال دفاع مقدس، به خصوص از فرماندهان عملیاتی و ستادی آنها.
۲ – بزرگان شهرو شهرستان، نمایندگان مجلس، ائمهی جمعه ومسؤولان ردهی بالای شهرستان در ادوار گذشته
۳ – اندیشمندان، ادبا، فرهیختگان و صاحب نظران کازرونی مقیم سایر شهرهای کشور.
درخاتمه لازم به یاد آوری است که برای نامگذاری روز کازرون روزهای مهم وسرنوشت ساز دیگری هم وجود دارد که میتوان آنها را هم به عنوان گزینههای پیشنهادی مطرح کرد مانند روز ورود مقام معظم رهبری به کازرون و تعبیرات بلندی که معظم له از کازرون داشتند، روز تولد حضرت سلمان فارسی، روز ۱۹ اردیبهشت ۵۷ که خون اولین شهید کازرون به زمین ریخت، روز ورود آزادگان سر افراز وموضوعاتی از این قبیل.
آقای دریاب
اگر با ادبیات دفاع مقدس آشنا بودی می دانستی که برای نیرو های دشمن از واژه تلفات استفاده می کردند نه برای نیروهای خودی. تلف شدن یعنی مرگ در راه باطل و پوچ و این جای استفاده اش اشتباه بود.
توصیه ام اینست که قلم نزنید که پر از سوتی است مطالبتان
به نام خدا (آن کس که بدی گفت بدی سیرت اوست***آن کس که مرا خواند نکو خود نیکوست ***حال متکلم از کلامش پیداست***ازکوزه همان برون تراود که در اوست) به جای این همه لج و لجبازی که شما کازرونی ها دارید بشینید مثل دوتا برادر کنار هم وبا هم صحبت کنید از کسانی که مدعی رزمندگی و کسانی که مدعی پاسداری از انقلاب را دارند این حرف ها بعید…….هست!…….نیست! این دیگ زخامیست که در جوش و خروشست چون لذت دم دید خموشست (به کازرون نگاهی هاکه داره رسانه برتر شهرستان کازرون میشه تشکر ویژه میکنم)
آقای دریاب در نظری که بنامشان در کازرون نگاه خورده است ؛ نوشته اند:
«ازمیان همه اتهامات فقط به یک مورد پاسخ می دهم : وبه آن عزیزی که گفته فلانی تا حالا کجا بوده عرض می کنم من درهمین شهر ساکنم والآن بیش از۴۲ سال است اگرخداقبول کند درخدمت انقلاب وجمهوری اسلامی هستم وازبدو شروع انقلاب و حتی در زندان با همه جریان های انحرافی بحث و مشاجره داشته ام وبحمدلله تاکنون هم ازخط امام ورهبری ذره ای منحرف نشده واز آن ها نبستم که دیر می آیند وزود می روند و لی خصوص جبهه ، بله رزمنده نبوده ام و فقط سه ماه مدرک رسمی جبهه دارم ولی بیش ازده بار برای سرکشی ازدوستان وبردن هدایا درمحورهای مختلف حضوریافتم وبیشتر درخدمت خانواه های رزمندگان بودم ودرروزهای غربت شهدا(قبل ازتشکیل بنیادشهید)به یاری آن ها شتافتم وافتخار دارم که حساب ستاد پشتیبانی جنگ را درسال ۵۹ افتتاح کردم واولین کاروان جنسی برای رزمندگان که درآبادان محصور بودنددرتاریخ ۲۱/۱/۶۰ خودم فرستادم »
*****************************
آقای دریاب آیا بهتر نبود از اشتباه فاحشی که در نگاشتن مقاله داشتید معذرت خواهی می کردید؟
اگر در دفاع مقدس بودید و یا لااقل با ادبیات دفاع مقدس آشنا بودید می فهمیدید که باید به جای واژه نامیمون و ناموفق کلمه عدم الفتح باید بکار برد
ثانیا در مقاله تان ادعا کردید که اصفهانیها روز ۲۵ابان را روز اصفهان نام گذاری نکرده اند در صورتی که آقای صحرابان چنین ادعایی کرده و در اینترنت هم هست و شما به خاطر همین هم معذرت خواهی نکرده اید.
آقای دریاب کجاست اظهارات تند شرفی که بخوانیم ما که ندیدیم!!!
عجب چشم بصیرتی داری!!!بزن به تخته
بنام خدا – وباسلام خدمت همه اظهارنظرکنندگان وتشکر ازدوستان حتی هتاکان :
۱- اظهارنظرکردن بانام مستعار و ناشناس ومتهم کردن افراد درچنین محیط ها وخط و نشان کشیدن کارمشکلی نیست وازهرکسی ساخته است اما اگرکسی معتقد به قیامت باشد و خدارا حاضر و ناظر بداند درمحضر او تهمت نمی زند ومنتقدین اگرآگاه نیستند دریک موقع مناسب رو در رو حاضر شده وجواب خود را بگیرند.
۲- ازمیان همه اتهامات فقط به یک مورد پاسخ می دهم : وبه آن عزیزی که گفته فلانی تا حالا کجا بوده عرض می کنم من درهمین شهر ساکنم والآن بیش از۴۲ سال است اگرخداقبول کند درخدمت انقلاب وجمهوری اسلامی هستم وازبدو شروع انقلاب و حتی در زندان با همه جریان های انحرافی بحث و مشاجره داشته ام وبحمدلله تاکنون هم ازخط امام ورهبری ذره ای منحرف نشده واز آن ها نبستم که دیر می آیند وزود می روند و لی خصوص جبهه ، بله رزمنده نبوده ام و فقط سه ماه مدرک رسمی جبهه دارم ولی بیش ازده بار برای سرکشی ازدوستان وبردن هدایا درمحورهای مختلف حضوریافتم وبیشتر درخدمت خانواه های رزمندگان بودم ودرروزهای غربت شهدا(قبل ازتشکیل بنیادشهید)به یاری آن ها شتافتم وافتخار دارم که حساب ستاد پشتیبانی جنگ را درسال ۵۹ افتتاح کردم واولین کاروان جنسی برای رزمندگان که درآبادان محصور بودنددرتاریخ ۲۱/۱/۶۰ خودم فرستادم … اما بعد
۳- جناب سرهنگ شرفی شما بحمدلله جوان هستید و پر انرژی، معتقد به نشام ولائی وخوش فکر ودرآینده باید خدمات بیشتر وبزرگتری به این کشور داشته باشید و انشاء اله مدارج ترقی را طی کنید اگر بخواهید درمقابل یک انتقاد ساده این طور برافروخته شوید وعکس العمل نشان دهید درآینده با مشکل روبرو خواهید شد توصیه من به عنوان یک برادر بزرگتر بشما این است که سینه خود را باز تر کنید و سعه صدر بیشتری نشان دهید که رمز موفقیت بزرگان درگرو همین سعه صدر و گذشت بوده است.
۴- مشترکات اعتقادی وسیاسی ما ازهرکسی بیشتر است ودرهیچ زمینه ای اختلاف نداریم وصرف یک انتقاد نباید باعث رنجش شما شود واین مطلبی که درکمال صداقت واحترام نوشته شده را با انتقادکسانی که هیچ سنخیتی باشما ندارند مقایسه کنید زیرا خدا می داند که من هیچ اطلاعی ازمطلب مشابهی که در نشریه دیگری چاپ شده نداشتم وچند ساعت بعد ازچاپ مطلب خودم ، یکی از دوستان آن را اطلاع داد ودو روز بعد هم موفق شدم آن را بخوانم . موفق باشید
جناب دریاب از پاسخگویی منطقی شما لذت بردم.
دوست عزیز نگارنده
شما تکلیفت را با خودت مشخص کن بعد مقاله بنویس.
یه جای مقاله گفتی چرا۱۱۰۰شهید را بزاریم کنار بریم سراغ ۷۸ شهید.
یه جای دیگه میگی بریم سراغ اولین شهید .
وقت و حوصله ندارم ولی متنی که نوشتی پر تناقض هست و معلومه یا اطلاعات دینی ضعیفی دارید یا با عجله مقاله نوشتید .
بله جناب صادقی
این بنده خدا سفارشی مقاله نوشتند
به احتمال زیاد به سفارش مرحمت الدوله متحدکن این مقاله را نگاشته اند .
یکی نی بگه آخو تولد حضرت سلمان کی هست ؟
ای حرفی شده مثل قضیه نقطه مرکز زمین.
مرد نازنین یه چی بگو که بشه .
جنابان بیکار
تراژدی غم انگیز ومصیبت بزرگی میدانید کی هست ؟
وقتی که شما به اسم پشتیبانهای رزمنده ها در این شهر مسئولیت گرفتید و جبهه را به چشم ندیدید.
وقتی که در هر دولتی جیره خور شدید و درمقابل ناهنجاریهایی که در آن دولت به وجود آمد لب نگشودید و البته پاداش مسئولیتش را هم گرفتید .
وقتی که که بجای خودتان پسرتان را که حتی نمی تواند دماغش را بالا بکشد به عنوان یک کارشناس فرهنگی سر کارگذاشتید .
وقتی که فرزندانتان را در ارگانهای دولتی و نظامی و … استخدام کردید با رایزنی های …. .
وقتی که فقط بنشینید و هی ایراد کار دیگران رابگیرید و به آن انگ و ایراد بزنید .
وقتی که هزارکار نکرده در این انقلاب وجود دارد ، از تلاش برای رسیدن به جامعه ی عدالت محور تا جامعه ی یکنواخت مهدوی ولی شما خوابید .
وقتی که امربه معروف روی زمین مانده و شما فقط در فکر تغییر یک مناسبت مانده اید .
وقتی که هم و غمتان شده اسم و مقاله .
وقتی که شما درد جوانها را نمی دانید .
وقتی که دشمن دارد فرهنگ دینی و اسلامی و هویت مان را به تاراج میبرد ولی شما دنبال فرصت خودنمایی هستید.
خدایی رزمنده ها حاظر هستند برای زنده نگه داشتن یاد شهدا جانشان را هم تقدیم کنند .
ما خیلی هم خوشحالیم که چنین کارزیبایی صورت گرفته .
فقط خواهش میکنم که آقایان اگر انتقادی دارند از طرف رزمنده ها چیزی نگویند چون ما موافقیم و اگر هم موافق نباشیم از طریق هیئت رزمندگان اعلام می کنیم .
ضمنا اگر بعضی ها یک بار دیگه از اسم رزمنده ها بخوان سوء استفاده کنند انقلابی جوابشون را خواهیم داد تا دفعه سنگ اندازی درکار دلسوزان به اسم رزمنده ها یادشون بره .
والسلام
دوستان اگر دقت کنید این بنده خدا وکسی که بهش پشت گرمی میده چیز خاصی نگفته اند .
فقط دلشون میخواسته ازشون نظرخواهی بشه .
حالا چی می شد از اقای مرحمت الدوله و دریاب تالسلطنه هم مشورت می گرفتند تا اینها بتونن بعدا بگن ما بودیم که روز کازرون را نامگذاری کردیم .هان چی میشد.
کسانی که سهمشان از دفاع مقدس فقط یک شعار بوده ؛
جنگ جنگ تاپیروزی ،
و حتی جبهه را به چشم ندیده اند باید هم بیایند اظهار نظر بکنند که لحظه زیبای شهادت یک لحظه هولناک است .
اخر اینها همان زمان هم ترسیدند به جبهه بروند چون نفسشان به آنها می گفت : جبهه هولناک است .
حالا اینها امده اند و میگویند روز شهادت۷۲ رزمنده کازرونی روز شومی است .
خدالعنتتان کند .
بسم الله
متولی چنین کارهایی اداره فرهنگ وارشاد است . یعنی یک عده ای حقوق می گیرند که همین کارهای فرهنگی را انجام بدهند .این که فرهیختگان فرهنگی یک شهر باید در مورد چنین مسایلی تصمیم بگیرند حرف منطقی است . تشخیص اینکه فرهیخته فرهنگی هم چه کسی است کار ذاتی اداره ارشاد است اما متاسفانه سال هاست که دلسوزان این مملکت از این وزارت خانه قطع امید کرده اند . وقتی هم ارزشی ها برحسب احساس وظیفه وارد میدان می شوند اختلاف سلیقه ها با شیطنت بعضی ها بزرگ نمایی می شود . فضای مجازی هم که برای توهین و بی ادبی و عقده گشایی مهیاست … و گویا این فضا هم در کشور ما متولی ندارد !
وای و واویلا به وقتی که کسانی که یه روز جبهه هم ندارن و یه نخ ریش ندارن و یا هم یه ریش بزی ، بشن فرهیختهههه .
خدا رحم کنه
آقای فرمانده آن هایی که دوروبر احمدزاده کرمانی بودند حالا دنبال شمایندشماهم بدبخت می کنند.
وقتی که ته مانده سروستان و نورآباد به ما می رسد توقعی غیراز این هم نیست.
باش تا صبح دولتت بدمد.
منظوروتون کاملا مشخصه که شما داری کسانی که عرضشون صدبرابر شما هست تهمت می زنید که تا دیروز دنبال آقای احمدزاده کرمانی بودند و حالا هم فلان .
شمایی که خودتون تا حالا یه قدم فرهنگی برنداشتید دارید به کسایی تهمت می زنید که توان اجراییی و مدیریتی شان به اندازه یک استاندار با سی سال تجربه هم بیشتر است هست .
متاسفانه اگر ته مانده سروستان و نورآباد به کازرون می رسه بخاطر این هست که شما هیچ کاری بلد نیستید جز اینکه صبح تاشب بنشینید زیر آب جوانهای توانمند این شهرستان را بزنید که مبادا مسئولیتی توی شهرو استان بگیرند .طبیعی است که هرکسی در مدیریت شهرستان ما دستی دارد جز دلسوزان.
مطلب کو تا آخر خوندم ، ایخ بی زبون حرف بدی نزده فقط گفته کارکو پخته تر بکنین ا اسب شاه خو نگفته یابو بعدشم هی سیش نوشتین ای عرضه داشتی فلون می کردی ، تا حالی کج بیدی هم صدا و فلانی شدی و اینا خو آدموی حسابی روز که اینا تو میدون بیدن خیلی ا شما ها هنو دنیا نو مدبدین حالی هم خو هنو ویسیدن جلو منحرفا و مخالفا می مقالاهاش تو سلمان نمخونین . ا اینا گذشته چقدم و احترام حرفاش زده م نم بعضی یا سی چه ایق جا نگرفتن پنا برخدا
چرا وقتی پدرخوانده فرهنگ کازرون هر کاری بکند عیبی برش نیست ولی وقتی سپاه و بسیج کاری کند واکازرونا سرمی دهید
فکر کنم آقای م که می سوزتش به خاطر اینه که خودش همیشه داعیه دار این کارها بوده و بسیج تو کارش فضولی کرده.
آخه دهه فرهنگ کازرون که براش برنامه می گذاشتید چه داشت بجز ساز و دهل که اصلا موسیقی و ترانه های کازرونی و محلی درش جایگاهی نداشت و اختلال یه مشت دخت و پسر بزک کرده
آقایان اگر راست می گویید یک روز را که همه روش اتفاق نظر دارید و سندیت داشته باشد را مطرح کنید نه اینکه فقط هنرتان این باشد که تخریب کنید و سنگ اندازی نمایید
آخه اسم برا کازرون و کازرونیا میشه نون و آب.
برید یه فکری برای شهر کنید .
برید ۴تا شغل راه بندازید .
از صبح تا شب فقط حرف الکی بلد هستید بزنید .
ما جونا چه گناهی کردیم که بزرگترمون شده آقای دریاب.
با عرض سلام و ادب،خدمت جناب دریاب و سرهنگ شرفی و خوانندگان محترم:تلاش فرمانده ناحیهه مقاومت برای شهرستان رو نمیشه نادیده گرفت،البته …. هم باید جایی تموم بشه.ایشون امروز ازکازرون نرود فردا تشریف میبره،لازم است از صاحب نظران کازرون مشورت گرفته شود ،اگهه همین حالا سراغ این جوان خوب برید متوجه میشید که خودش هم فهمیده اشتباه کرده و عجولانه تصمیم گیری کرده،اخه روز شکست عملیات رو میذارند روز کازرون،معلوم که دلاور مردان کازرون رو نشناختی جوان رعنا.حداقل خاطرات و شجاعتهای کازرونیها در عملیاتهای مختلف رو یکبار مرور کن،سوسنگرد،کربلای پنج….
اگر قرار باشد که بگوییم عملیات کربلای چهار یک شکست برای رزمندگان اسلام است ، پس امام حسین(ع) هم با این منطق شکست خورده چون کشته شده است .
برادر عزیز ، کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند زیباترین نمایش و بیادماندنی ترین لحظات را رقم زده اند .
من اطلاعی ندارم ولی اینکه بگوییم این روز ، روز شکست است و هولناک را افراد بی سواد به منطق و دین بیان می کنند .
شهدا زنده اند و در محضر الهی روزی مگیرند و ما حق نداریم آنها را مرده پنداریم .
کابوس شاهین تو انگار حالت نخوبن روز شکست کازرون؟؟؟من از شما میپرسم شهادت شکسته؟؟؟شاید جناب آقای شرفی باید در بحث روز کازرون مشورت میکردند اما در کل روز خوبی رو انتخاب کردن.
واقعا باید از شهدا شرمنده باشی،اول متن منو بخون بعد طبق دستور رییس جواب بده
می خوام بدونم چه کسی اصغر دریاب و محسن عباسپور را در رابطه با ۴دی روز کازرون با هم همصدا کرده؟
به نظر من هیچ کسی نمی تواندباشد به جز فرهنگی کارترین فرهنگی کازرون .
کسی که هم تو دوران دوم خردادی ها مسئولیت داشته و هم تو دولت احمدی نژاد .
کسی که گوی را از تمامی کسانی که هم از آخور می خورند و هم از توبره ربوده .
کسی که می تواند در برخی موارد با لطایف الحیلی یک اصلاح طلب تند و یک اصولگرای دو آتیشه ساده را در یک خط قرار دهد .
کسی که خدا می دونه کی هست و بس .
و اون کسی نیست جز جناب مرحمت الدوله کازرون .
وقتی که یه بچه بدون هیچ مشورتی سنگی میندازه تو چاه مجبور ادم میشه برای توجیه اون هزار کار انجام بدیم
حرف حساب و به جایی است باید از اصحاب فرهنگ و علم و ادب نظرخواهی می شد.
بیلین بینم ای فرهیخته که جدیدا واژه ” اصحاب فرهنگ” را کشف کرده کین ؟
ببخشید میشه بپرسم شما تا حالا کجا بودین؟
میشه بپرسم اسمتون چیه ؟
میشه بپرسم شما قصد ازدواج دارید یا نه ؟
وای شما چقد اصحاب فرهنگ هستید ؟
کاش زودتر با شما آشنا میشدیم تا با کمک شما نمیذاشتیم ” اصحاب بی فرهنگی” بیان جامعه را به گند بکشونن.
ببخشید دوباره می پرسم شما قصد ازدواج ندارین ؟
آخو یکی نی اَ ای آدم بگ تو چَن یک محلی .
وا تو چت به ای چیا.
بچه هات هَمش سر کارن .
خودتم خو سه جو سه جو حقوق می گیری.
والا بایدم زیردلت بزنه وا پاشی بیوی تو همه ی نشریات و سایتا مطلب بی خاصیت بینویسی.
م نمدونم ای سایتا وا ای نشریات اَ کج او میخورن که همش هرفای یه آدمای بیکار میزنن.
تورا بخدا ای مطلب بزنین تا ما دلمو خوش بشه .
اقایان شما قریب به چند سال است هنوز نتوانسته اید که دهه فرهنگ را برگزار کنید، نتوانسته اید همایش تجلیل از ناصر دیوان برگزار کنید، حالا آمدید می گویی لنگش کن و پهنش کن
اخه جنابعالی و دوستانت اگر عرضه داشتید این همه سال یه کاری می کردید و یه نامگذاری برای روز کازرون انجام می دادید .
متاسفانه تو کازرون یه عده همیشه فقط تز می دهند و نقد می کنند.
هیچ وقت هیچ کار مفیدی ندارند .
و همیش به جان افرادی می افتند که قدمی برای شهر برمیدارند .
این آدمها اگه پاش بیفته به خدا هم نقد می نویسند .
نمیدونم اینها چه جوابی در روز قیامت خواهند داشت .