امروز:چهارشنبه, ۱۳ فروردین
تاریخ انتشار:2014-12-26

كاظم دهقانيان‌فرد؛

بی نهایت صفر بدون یک

متأسفانه دولت‌های ما به اندازه‌ای که فکر استخراج نفت هستند به فکر استخراج ادب و عشق و دوست‌داشتن از معدن‌های غنی مردم مسلمان ایران نیستند به اندازه‌ای که فکر رفع تورم هستند.

خبرنگاری برای مصاحبه پیش یکی از ریاضی‌دانان معروف رفت و گفت: استاد، ببخشید من یک سؤال دارم استاد گفت: بفرمایید، خبرنگار پرسید می‌خواهم نظرتان را درباره‌ی انسانیت بدانم، استاد اندکی فکر کرد و سپس جواب داد:

اگر زن و یا مرد دارای ادب واخلاق باشند، به آن‌ها نمره‌ی یک می‌دهم. اگر دارای زیبایی هم باشند، پس یک صفر جلو عدد یک می‌گذارم: (۱۰)-اگر پول هم داشته باشند،۲ صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم(۱۰۰)اگر دارای اصل و نسب هم باشد۳ صفر جلوی عدد یک می‌گذارم(۱۰۰۰) ولی اگر زمانی عدد یک رفت، یعنی اخلاق از وجود خانم یا آقا رخت بربست، چیزی جز صفر باقی نمی‌ماند، صفر هم به تنهایی هیچ است و با آن انسان ارزشی ندارد ]حتی اگر بی‌نهایت باشد[ و این یادآور کلام یکی از حکمای بزرگ است که می‌گوید نخستین گام در راه پیروزی، آموختن ادب است ونکو داشت دیگران، و مولوی بزرگ در مثنوی می‌فرماید:

از خـدا جـــویـیم توفیق ادب

بی‌ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بـلـکه آتـش بـر همه آفاق زد

یکی از روحانیون محقق که اخیراً به کازرون آمده بود، می‌فرمود: در سفری که به ژاپن داشتم. ادب و احترام و رفتار و گفتار مردم ژاپن برایم شگفت انگیز بود. از صبح تا شب که در خیابان‌ها پرسه می‌زدم و یا برای سخنرانی به جایی می‌رفتم، یک بار یک بوق نشنیدم، تصادفی ندیدم. اگر دیدم پشت بندش فقط پلیس بود که دخالت می‌کرد. بین تصادف کنندگان فحش و ناسزا رد و بدل نمی‌شدو به دنبال آن کتک کاری ندیدم. ایشان می‌گفت: وقتی برای بازدید به زندان ژاپن رفتم ۴۵۰ ایرانی در آن جا به جرم‌های مختلف زندانی بودند، قتل، دزدی، و… وزیر دادگستری ژاپن گفته بود که ما برای زندانیان، زندان را جهنم می‌کنیم. در وسط زمستان گرمای طاقت فرسا- ما برای آن‌ها هتل درست نمی‌کنیم، ایشان می‌گفت: قرار بوده یکی از رانندگان سفارت ایران به دلیل خلافی که کرده بود، محاکمه و اخراج شود. یکی از کارکنان سفارت ایران به ایشان گفته بود:»خُب بگو من نکرده‌ام« راننده جواب داده بود منظورت چیست؟ آن کارمند ایرانی گفته بود »بگو من این عمل خلاف را نکرده‌ام.« باز این بنده‌ی خدا متوجه نمی‌شود. دوباره می‌گوید:»بابا دروغ بگو، بگو من اصلاً روحم اطلاع نداشته و ندارد و نخواهد داشت«- کاری که بعضی از وکلای ما به متهمان یاد می‌دهند و هزاران تبصره و راه‌های در رو از زیر مجازات و کیفر برایشان کشف می‌کنند- آن راننده‌ی ژاپنی درحالی که شگفت زده شده بود، می‌گویند: چه طور بگویم من خلاف نکرده‌ام، در حالی که من این خلاف را انجام داده‌ام. این راننده‌ی بیچاره حتّی اسم دروغ هم بلد نبوده. این جناب روحانی محقق می‌گفت: از من سؤال کردند: نظرت درباره‌ی ژاپن چیست؟ گفتم: اگر زنانشان روسری داشتند و شلوار پایشان بود. اسلام ناب محمد(ص) این جا بود.

حضرت محمد(ص) که روز یکشنبه به مناسبت رحلتش مراسم عزاداری گرفتیم می‌فرماید: »دروغ، کلید همه‌ی گناهان است.« آیا بودا هم چنین سخن نغز و زیبایی دارد؟ به نظر شما کدام ملّت به جز ملّت اسلام این همه، آیه و حدیث‌های زیبا دارد؟ ما ۱۴ معصوم داریم که از بعضی از آن‌ها بیش از یک کتاب و دو کتاب سخنان نغز و خطبه و کلام قصار باقی مانده. اما چرا ما این گونه‌ایم- دوماه محرم و صفر، عزاداری می‌کنیم و بر سر و سینه می‌زنیم، بر دمام‌های بزرگ می‌کوبیم، زیر شدّه‌ می‌رویم، گریه می‌کنیم، زنجیر می‌زنیم، هر شب روضه، هر صبح روضه، درخانه‌ها روضه و مجلس عزاداری، ۲۸ صفر،۳۰ صفر داریم. اما دادگاه‌های ما این همه شلوغ است. در حالی‌که آن روحانی بزرگوار می‌فرمود:»وقتی به دادگاه ژاپن رفتم. دادگاه را خالی بدون ازدحام و سر و صدا دیدم، هیچ‌کس نبود. اگر هم بود. خیلی زود دادگاه را ترک می‌کرد. وقتی از رئیس دادگاه آن‌جا سؤال کردم گفت: ما خیلی کم پرونده داریم. اگر هم داشته باشیم بیش از شش ماه -شاید اشتباه از بنده‌ی نگارنده باشد فکر می‌کنم کمتر است- طول نمی‌‌کشد، چرا دولت‌های ما فکری به حال نهادینه کردن ادب و اخلاق در جامعه‌ی ما نمی‌کنند، بعضی از افراد جامعه‌ی ما تمام ماه محرم و صفر مشکی می‌پوشند و عزاداری می‌کنند. وقتی به بازار رفتند باز هم گران فروشی می‌کنند، بعضی از کارمندان ما نماز جماعات و مجلس روضه خوانی‌شان ترک نمی‌شود. اما هم چنان در اداره‌ رشوه بگیرند و کارشان سر دواندن مردم. ما این همه عالم اخلاق داریم، و عارف داریم مجتهد داریم که در دنیا نمونه‌ی آن‌ها تک است اما چرا این‌ها الگو نمی‌شوند، چرا رفتار و گفتار چهارده معصوم(ع) با این که بارها و بارها گفته می‌شود باز هم این قدر مشکل داریم البته یک نکته‌ی قابل توجه می‌تواند این باشد که ما از آغاز دوران ابتدایی روی بچه‌هایمان اشراف کامل نداریم- ما بچه‌ها را در خانواده و مدرسه‌ خوب تربیت نمی‌کنیم، تربیت یک انگیزه‌ی جدی ملّی و مذهبی در کشور ما نیست. هر چه هست در حد حرف باقی می‌ماند. ما پیامبر را به کودکانمان می‌شناسانیم. اما رفتارش و گفتارش در آن‌ها نهادینه نمی‌کنیم. ما امام حسین(ع) را خوب معرفی نمی‌کنیم. نمی‌گوییم امام آدم‌های بی‌ادب را دوست ندارد. دولت و دستگاه‌های آموزشی ما، پدر و مادرها را تربیت نمی‌کنند ما حتی معلم‌ها را هم تربیت نمی‌کنیم. هر چه هست مثل دستورات اخلاقی در حد بخشنامه می‌ماند. وقتی دانش‌آموزی تکلیفش انجام نداده و مادرش بهش می‌گوید به آموزگارت بگو که پدرم مریض بوده یا مادربزرگم فوت کرده این خشت اول تا ثریا کج خواهد رفت. متأسفانه دولت‌های ما به اندازه‌ای که فکر استخراج نفت هستند به فکر استخراج ادب و عشق و دوست‌داشتن از معدن‌های غنی مردم مسلمان ایران نیستند به اندازه‌ای که فکر رفع تورم هستند. به فکر تورم بی‌تربیتی و بداخلاقی در جامعه‌ی ما نیستند. وقتی در جامعه‌ای ادب و تربیت حاکم باشد، مطمئناً تورم و گرانی هم نیست، چون، آدم مؤدب اول به فکر مردم جامعه است بعد به فکر خودش.

کاظم دهقانیان فرد

یک پاسخ به “بی نهایت صفر بدون یک”

  1. **** گفت:

    شما دلتون خوشه
    اخه مگه چتون هست
    شغل دارین
    پول دارین فکرتون فقط شده ادب و ادبیات.
    اگه به شما باشه که میگید دولت بیاد برامون شعر و قصه بگه خدمت به مردم و رفع مشکلاتشون لازم نیست .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *